:: خاطرات برادر ابویوسف، از مجاهدان عراقی ـ 9 و پایانی ::

در راه وطن

راه‌بلدها، عمدی یا غیرعمدی، ما را از بی‌راهه آوردند و مسیری كه خودمان طی دو ـ سه ساعت می‌آمدیم، حدود هفت ساعت طول كشید. در بین راه، یكی از قاطرچیان به ‌اتفاق قاطرش، كه هفت كوله‌پشتی و شش دستگاه بی‌سیمِ راكال را حمل می‌كرد، مفقود شد! خدا می‌داند به چه منظور؟! خلاصه، یك ساعتی مانده به اذان صبح، خسته و كوفته، تشنه و گرسنه به روستایی كوچك در منطقه‌ شیخان، حدود پنج كیلومتری توتمه رسیدیم و داخل مسجد خوابیدیم.

پس از دقایقی دستور دادند كه همه بالای تپه‌ای مشرف به روستا برویم و همانجا مستقر شویم. ساعتی نگذشت كه دیدیم عراقی‌ها با هلی‌كوپتر و تانك و سایر ادوات، پیاده و سواره حمله كردند و تمامی روستاهای آن منطقه را منهدم نمودند. چنان دودِ غلیظی به آسمان رفت كه عجیب بود. آنچه می‌شد، با آتش سوزاندند و خراب كردند؛ و هرچه آتش به آن كارگر نبود، با دینامیت و گلوله‌ تانك از بین بُردند. پنج ـ شش روستا با خاك یكسان شد. صحنه‌ باورنكردنی و فجیعی بود.

ادامه نوشته

:: فیلتر شدن عکس‌های وبلاگ توسط سایت خدمات آپلود ::

سلام علیکم

با نظر سایت خدمات‌دهنده‌ی آپلود عکس‌های وبلاگم ـ img4up.com ـ چند روزی است که عکس‌ها، غیر قابل دسترسی هستند! به عبارت بهتر، حذف و فیلتر شده‌اند!

یک سایت جدید پیدا کردم به اسم http://islamupload.ir که ان‌شاءالله بتونیم همدیگه رو برای مدتی تحمل کنیم! البته این جوری که از اسم و قوانینش برمیاد، حالا حالاها مهمونش خواهم بود.

فعلاً عکس پروفایلم در اون سایت کذایی رو می‌گذارم تا ببینید و کمی شاد شوید! می‌بینید که کلهم اجمعین عکس‌ها رو حذف کرده و مرقوم فرموده‌اند: عکس‌ها به دلیل تخطی از قوانین سرویس خدمات‌دهنده، حذف شده‌اند!

حالا عکس 4 تا رزمنده و شهید و مجاهد، چه ضرری داره، باید از دوستان غربی پرسید!

فعلاً که خیالی نیست جز عشق مولا و سربازان بی‌نام و نشانش در اطراف و اکناف عالم؛ و این عید پیشِ رو، که پیشاپیش حسابی مست‌مان کرده.

بشکست اگر دل من، به فدای چشم مستت

سرِ خُمّ مِی سلامت، شکند اگر سبویی